فيزيك و فنآوري چيني - تاريخ اوليهٴ قطبنما
تاريخ اوليهٴ قطبنما1 بسيار مبهم است. به نظر ميرسد كه چينيان از مدت مديدي پيش خواص اصلي عقربهٴ مغناطيسي را ميشناختند، ولي اگر نه هميشه، دست كم اغلب آن را براي مقاصد جادوگري (فنگ شويي) به كار ميبردند (در اين باره يادداشت مرا راجع به كوپئو در نيمهٴ اول سدهٴ چهارم ببينيد).
روايت چيني در اين باره ضمن موضوعات زير بيان شده است:
در 1027 يك ((گردونهٴ جنوبنما2)) كه به عنوان يك آلت مكانيكي توصيف شده به جن تسونگ امپراتور سلسلهٴ سونگ تقديم شده است. همچنان كه در بالا، ضمن يادداشتهايم راجع به شن كوا خاطرنشان كردم، اين نويسنده، كه در 1093 درگذشته، از عقربهٴ مغناطيسي و استفادهٴ از آن در جادوگري بحث ميكند، كه اين نخستين اشارهٴ صريح در همهٴ آثار مكتوب است.
قديمترين اشاره به استعمال عقربهٴ مغناطيسي در كشتيراني اندكي پس از 1100 صورت گرفته، ولي اشاره به دورهٴ مابين 1086 تا 1099 است. چويو حكايت ميكند كه در آن زمان به وسيلهٴ ملاحان بيگانه (يعني به احتمال زياد مسلمانان) ميان كانتون [خانفو] و سوماترا به كار ميرفت.
در 1107 يك ((گردونهٴ جنوبنما)) به هوئي تسانگ امپراتور سلسلهٴ سونگ تقديم شد، كه باز هم به عنوان يك ابداع مكانيكي، با چرخهاي دندانهدار و غيره، توصيف شده است. در 1115 با دقت تمام در
پن - تسئائو - ين - ئي توصيف شده، ولي در آن ذكري از مورد استعمالش در دريانوردي ديده نميشود.
با روي هم گذاشتن اين موضوعات، كه همگي از مآخذ چيني اقتباس شده، بايد نتيجه بگيريم چينيان نخستين مردمي بودند كه به خاصيت اصلي عقربهٴ مغناطيسي پي بردند، ولي نتوانستند از آن استفاده عقلايي بكنند. خود چينيان افتخار نخستين استفادهٴ عملي از آن را متعلق به بيگانگان ميدانند كه به احتمال زياد مسلمانان بودهاند.
راجع به انتقال اين آگاهي به اروپاي مسيحي يادداشت مرا در مورد الكساندر نكام ببينيد (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم).
يادداشت مرا راجع به شنكوا در فقرهٴ (ب) در بالا ببينيد.
ه. تاريخ طبيعي لاتيني، بيزانسي، اسلامي و چيني ماربود
ماربود اهل رن3 در 1035 در آنژر4 زاده شد؛ در 1123 درگذشت. از 1096 به بعد اسقف رِن5.